ریحان
این وبلاگ مشترک من و مرتضی است(نام اینجا از دختر افسونگر به ریحان تغییر یافت)
خرداد 1388
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

موسیقی افزایش قدرت ذهن موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1388
ما کی دوباره باهم دوست میشیم؟!

مردم خیلی خشن شده اند وبد جور به جون هم افتادند  

اختلاف نظرها قبل از انتخابات اول از توی خانوادها وفامیل شروع شد حالا رسیده تو خیابونا 

نمیدونم این دو دستگی وتفرقه درست میشه یا نه؟! 

کافیه تو یه جمعی که همه چندین سال باهم دوست بودین بگی به این یا اون رای دادم 

چپ چپ نگاهت میکنن و بعد سریع کل کل شروع میشه 

زهرا بیچاره یک کلمه اومده تو وبلاگش اینا رو بگه ملت ریختن روسرش 

هیچ کس نمیتونه اون یکی رو تحمل کنه  

خودمون با هم دشمن بشیم بدتر از اینه که یه دشمن خارجی داشته باشیم! 

در اصل دیگه نیازی به دشمن خارجی نداریم!


پنجشنبه 21 خرداد ماه سال 1388
بازی های  سیاست!

انتخابات امسال شور و هیجانش خیلی زیاد شده 

به حدی که باعث شده بین خانواده ها هم اختلافات شدید ایجاد بشه 

حالا اگه جوونا هیجان زده بشن و سرو صدا کنند اقتضای سنشونه 

ولی بزرگترا دیگه چرا به جون هم افتادند؟
من که میگم دو هفته دیگه این سرو صداها می خوابه و این سیاستمدارها 

یه جوری سروته قضیه رو هم میارند وبا هم به ظاهر هم که شده آشتی می کنند 

این وسط فقط سر ما بی کلاه میمونه!
یکی از بستگان نزدیک یکی از همرزمانش ــ که چند سال تو عراق اسیر یا همون آزاده بوده ــ 

یکی دو ماه پیش یکی از شکنجه گرهای دوران اسارتشو توی قم دیده که حتما  اومده بوده برا زیارت حضرت معصومه لابد بعدشم بره امام رضا
همین کافرهایی که 8 سال باهشون جنگیدیم وتازه فهمیدیم که ای بابا اینا شیعه بودند
 و حالا همه باهم شدیم دوست و هم دین و زائر رد وبدل می کنیم ! 
حالا ما که همه اهل یک کشور و مذهبیم نمی دونم سر چی به جون هم افتادیم 

(البته سیاستمدارها رو می دونم واسه چی به جون هم افتادند!)
مردم خیلی تند و تیز شدند 

یه عده کمی وابستگی به جناحهای خاصی دارند 

ولی بقیه بازیچه اند وخودشون خبر ندارند!!!


شنبه 16 خرداد ماه سال 1388
هیجان انتخابات

این روزها خیابان ها خیلی هیجان انگیز شده مخصوصا شبها  

هر کی هر چیز سبزی داشته برداشته باخودش آورده تو خیابون: 

باد کنک فرفره پارچه تی شرت ها ومانتوهای سبز که پارسال مد بود وامسال دوباره 

به مدد انتخابات به کار اومد!! 

بساط رقص هم که تک وتوک برپاست و همه سرمست شده اند. 

بعضی ها هدبند وشنل بسته اند وچون من پابه پای مملی زیاد کارتون میبینم 

نمی دونم چرا حس میکنم شبیه لاک پشت های نینجا شده اند!

من خیلی جمعیتی که هیاهو می کنند نگاه کردم اکثرا تا90درصد زیر 20 سال هستند. 

شور وهیجانشون منو به 10 سال پیش میبره 

دلم برای اون روزها تنگ میشه اون موقعی که ما برای اولین دوره خاتمی توسر وکول هم می زدیم اینا همه دبستانی بودند. 

حالا دوره ایناست. 

من بهشون حق میدم خیلیاشون هرشب میومدن توخیابونا قدم میزدن 

نه شغلی دارند نه پولی تو جیبشونه که بخوان خرید کنند 

بذار این دوهفته  که همه چیز مشروعه بزنند برقصند  وشاد باشند 

اقتضای سنشونه 

ما که تفریح سالم درست وحسابی برای جوونامون نداریم 

مجبورن اینجوری ابراز احساسات کنن
میگم هرکی رئیس جمهور شد هفته ای یکبار تو میادین شهر مراسم پایکوبی بذاره 

شاید ملت تخلیه بشن 

هرچی بلوتوث تو موبایلاست رقصه 

تقی به توقی میخوره میان میرقصن ... 

تیم فوتبالشون برنده میشه میرقصن.. 

 


یکشنبه 30 فروردین ماه سال 1388
قهر قهر تا....

من یه نفرو میشناسم که خیلی قهر میکنه 

واولین عکس العملش در رویایی با ناملایمات حرف نزدنه! 

البته فقط با همسرش 

مثلا اگه با تندی باهش حرف برنن یا کلا از حرفی یا کاری ناراحت بشه 

اولین کاری که میکنه قهره 

بصورتی اصلا حرف نمیزنه 

این قهر فراگیره یعنی اگه قرار باشه بیرون بره وخرید کنه دیگه نمیره 

اگه قرار باشه اون شب مهمونی برن نمیرن  

 اگه یه قرار کاری داشته باشه کنسل میشه  

حتی با بچه کوچیکش هم سر سنگین میشه وحرف نمیزنه و... 

به عبارتی باخودشم قهر میکنه
جالبه که همه خانواده شون همین جوری هستن واینطور تربیت شدن
واقعا آدم از یه  نفر تحصیل کرده که تو اجتماع فعال هم هست همچین توقعی نداره
تا با کسی زیر یه سقف زندگی نکنی نمی تونی بفمهی چی کاره است؟!!!
(قابل توجه دختر خانم ها که با یه دوست دارم توهمه زندگیم هستی و ازاین حرفهای مفت گول آقایونو میخورن) 

همسرش کمک  وراهنمایی خواسته
نمیدونم راه حلی واسه این مشکل وجود داره یانه؟
نمیدونم چه برخوردی یا عکس العملی درسته؟!


سه شنبه 18 فروردین ماه سال 1388
استاد اخلاق

دماغتو که عمل کردی 

موهاتو هم که FUT  کردی وکاشتی 

ژل وبوتاکس هم تزریق کردی واخماتو ازبین بردی و20 سال جوون شدی 

این اخلاق گندتو  کی میخوای عمل کنی؟! 

                                             مرتضی


شنبه 19 بهمن ماه سال 1387
چیپس سیاسی!

گفت :بیشتر گوشت ببر گوسفندش سالمه
گفتم :وقتی آدما  می فهمن و ویکسره دارن چیپس وپفک ونوشابه وروغن می خورن واینهمه مریضی می گیرن حالا تو حساب کن گوسفندا که نمی فهمن وهر چیزی رو می خورن چقدر مریضی می گیرن!
گفت :یعنی گوسفندا هیچ چی نمی فهمند؟
گفتم: هر چی بیشتر بفهمن کمتر می خورن وهرچی کمتر بخورند لاغرتر می شن
این طوری مقرون به صرفه نیست
گفت یعنی هر چی لاغرتر باشن فهمیده ترند؟
گفتم نه ..هر چی  فهمیده تر باشند کمتر می خورن
گفت ما که نفهمیدیم چی میگی!
گفتم  فکر کنی می فهمی این گوسفندا هستند که  فکرنمی کنند 

                                                     مرتضی 


دوشنبه 7 بهمن ماه سال 1387
مرد گان مقدمند

مردگان مقدم بر زندگانند  

هر کس بگوید اینگونه نیست ...خلاف به عرض رسانده است 

اگر کسی با تو قهر باشد بارها برای آشتی قدم بیش بگذاری ممکن است قبول شود یا نشود 

اما اگر خدای ناکرده بمیری مطمئن باش که با تو آشتی می کند وبه تشیع جنازه ات می آید.  

در مورد خودمان هم همین است اگر باکسی قهر باشیم فقط بعد از مردن آشتی می کنیم 

آن هم در تشیع جنازه............. 

                                               مرتضی


یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387
گل شیفته...

 

علاقه ای در دنیا شدیدتر از عشق به وطن نیست. افلاطون 

هر جا برویم موهایمان همین است: سیاه  و وزوزی 

نسل در نسل این گونه بوده ایم ازقبل از کوروش تا کنون 

نمی توانیم فرزندانی با موهای بلوند به دنیا بیاوریم. 

ما همینیم 

شیفته غرب هم شویم نمی توانیم از یاد ببریم که فراهان شهر کوچکی است در ایران. 

فقط با بودن است که کویرمان آباد می شود. 

                                                                  

                                                            مرتضی


چهارشنبه 22 آبان ماه سال 1387
محمدعلی به مهد کودک میرود..

از وقتی محمد علی میره مهد کودک سیستم زندگی ما عوض شده 

شبها نمیتونیم بریم ولگردی 

باید شبها زود بخوابیم  

کله صبح از خواب بیدارشیم 

ناهارامونو جدا گونه بخوریم 

حواسمون جمع باشه حرف ناجور نزنیم 

انواع واقسام لیوان وفلاکس وظرف غذا وخوراکی بخریم تا بچه مون کمبود نداشته باشه 

راه براه جایزه بخریم بدیم به معلم ومدیر و راننده سرویس  بدن به بچه تا تشویق بشه... 
البته 

در عوض محمد علی هم هر روز برای من جایزه میاره وبا ذوق وداد وفریاد کاردستی ها واستیکرهاشو میده به من و میگه: 

مامان ببین چی برات آوردم خودم درست کردم. 

ولی خداییش  جایزه هاش از هر هدیه دیگه ای بیشتر مزه میده  

 

 


چهارشنبه 15 آبان ماه سال 1387
روز تاریخی مجلس!

این روز باید در تاریخ کشور ثبت شود.  

واقعا روز بزرگی برای مملکت بود: روز 14 آبان  1387 شاخ غول شکسته شد. 

پوزه احمدی نژاد به خاک مالیده شد. 

مجلس  بزرگترین خدمت را به جامعه بشریت انجام داد که ادیسون هم نتوانسته بود 

برای بشریت انجام دهد. 

از فردا شاهد شکوفایی در عرصه های مختلف کشور خواهیم بود. 

کشاورزی رونق میگیرد . 

چرخ اقتصاد دوباره به حرکت در می آید واوضاع بورس وسهام روبراه میشود

وهزاران شکوفایی دیگر .. 

واقعا این هیاهو چه سهمی در آبادانی وپیشرفت کشور دارد ؟ 

نمی شد آرام تر از این کار کرد؟ نمی شد قبل از رای اعتماد کمی دقت کرد؟ 

از صمیم قلب برای این کشور و این وکلاتاسف میخورم.

نمیدانم چرا این همه حاشیه هارا دوست داریم   

 چرا سوراخ دعا را گم

کرده ایم.. 

                                                مرتضی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 58232


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها